
وقتی برای اولینبار بلیت آرژانتین را گرفتم، فقط به یک چیز فکر میکردم: پرواز در سرزمین استیک و تانگو. تجربهی من از مسابقات کره جنوبی کافی بود تا بفهمم اینبار قرار است همهچیز جدیتر باشد.
همسفرهایم، علیرضا، کیوان و مسعود میرکیزاده، مثل من دل در گروی آسمان داشتند. ۲۴ ساعت در فرودگاه معطل ماندیم و لحظهای فکر کردیم شاید هیچوقت به مقصد نرسیم. اما رسیدیم؛ به Mina Clavero، شهری کوچک در دل کوهستانهای سبز که قرار بود میزبان اولین تجربهی پرواز من در آمریکای جنوبی باشد.
دو روز پیش از شروع مسابقه رسیدیم؛ اما بادهای سرکش نگذاشتند تمرین کنیم. سایتی که برای تیکآف در نظر گرفته بودند، ۳۵ دقیقه کوهپیمایی میخواست. ارتفاع تیکآف و لندینگ فقط ۳۰۰ متر اختلاف داشت و برگزارکننده هشدار داده بود: «سختترین بخش همین شروع است. اگر زود لند کردی، امیدی به تیکآف دوباره نیست!»
پرواز آزمایشی من یک ساعت طول کشید، اما مسعود و کیوان همان حوالی رودخانهای که هتلمان بود فرود آمدند.
در این مسابقه، اروپاییها کم بودند. از آسیا؟ فقط ما! هفت روز مسابقه در تقویم بود، ولی تنها یک روز واقعا پرواز کردیم.
همان روز هم برای من خوشیمن نبود. ۴۵ دقیقه با کلاه و هارنس منتظر ماندم تا نوبتام شود، اما وقتی پریدیم، شرایط بدتر از پیشبینی بود. پرواز من حتی ۳ دقیقه هم طول نکشید! کیوان هم کنارم نشست. ۳۰ نفر مثل ما قربانی باد شدند. مسعود کمی جلوتر بود و امتیاز گرفت.
ضربالمثل قدیمی خلبانها میگوید: بهترین روزهای پرواز، بعد از مسابقهاند!
ما هم همین کار را کردیم؛ زدیم به دل Merlo — شهری که جادهاش تا نوک سایت آسفالته بود، کافه داشت، رستوران و wifi هم حاضر! تازه ارتفاع تیکآفش هم ۱۲۰۰ متر بیشتر از محل فرود بود. فقط کافی بود بال را باز کنی و با ترمالهای پرزور تا سقف ابرها برسی.
یک بعدازظهر ابری رسیدیم به قاعدهی کومولونیمبوسها. مجبور شدیم در زمین بیسبال فرود بیاییم؛ خستگی چند روز پرواز نکردن همانجا دود شد.
فردای آن روز باد شمالی وزید؛ چیزی که برای Mina Clavero غیرمعمول بود. درههای عمیق توربالانس میساختند، ولی این همان ماجرایی بود که دنبالش بودیم: چالش واقعی!
۲۵ کیلومتر پرواز کردم، ارتفاعام تا ۱۳۰۰ متر پایین آمد. مسعود و کیوان کمی جلوتر بودند. تصمیم گرفتم ریسک کنم و خودم را نزدیک کوه بکشم — جایی که بادهای روتور کلاسیک جریان داشت. تکانها شدید بود اما مرا بالا کشیدند؛ به ارتفاع ۲۷۰۰ متر رسیدم. تا Mina Clavero پرواز کردم، روی هتلمان چرخ زدم و کنار رودخانهای که از مسابقهی قبل دلم مانده بود لند کردم. ۷۸ کیلومتر پرواز. مسعود ۱۲۸ کیلومتر رفت!
روز دوم، دشتهای باز کارمان را ساده کرد. دوباره ارتفاع کم و امید کم، ولی ترمالها نگذاشتند زمینگیر شویم. روز سوم بهترین روز بود: مسیر طولانی، ابرهای قدرتمند، ترمالهای خروشان. ۸۰ درصد مسیر را با کیوان پرواز کردم. زیر ابرها پرواز کردیم، ۳۲۰۰ متر اوج گرفتیم، استرس و هیجان لحظه به لحظه با ما بود. در کیلومتر ۱۱۵ فرود آمدم، مسعود ۱۶۷ کیلومتر رفت. همه رکورد زدیم.
آرژانتین فقط استیکهایش معروف نیست — مردمش هم خوشقلباند. اگر در مزرعهای لند کنی، حتما یک کشاورز با وانت میآید و کمکت میکند بال را جمع کنی. غروبها بوی «آسادو» در کوچههای Merlo میپیچد. در کافههای دنج قهوه مینوشی و با موسیقی تانگو شب را به صبح میرسانی.
اینجا اگر دل از آسمان بکنی، دل از زمین نمیکنی.
بهترین فصل پرواز: آبان تا فروردین (اکتبر تا مارس)
باد غالب: شمالغربی، ظهرها قویتر
سایتهای خوب: Mina Clavero برای طبیعتگردی و تجربه بکر، Merlo برای امکانات کامل
چیزهایی که باید آماده باشی: پیادهروی در کوه، شبمانی، تعامل با بومیها
و آخر قصه…
یک ماه گذشت. سه ایرانی، سه رکورد جدید، سه دوست برای همیشه.
به آرژانتین نروید… دل کندن از آن سخت است.
✍️ متین فیروزی
منبع: مجله پرواز آزاد
سال: ۱۳۹۰
بازنویسی: persianairsports