
فرزندان کشوری که اقلیم چهار فصلش، کوهستانها و دشتهایش، سواحل نیلگون و آسمانهای بیکرانش میتوانست میزبان رویدادهای جهانی، جشنوارههای بزرگ و گردهماییهای تخصصی ورزش های هوایی باشد. اما هر روز، یک فرصت، آرام و بیصدا از دستانمان میلغزد و از ما فاصله میگیرد. هر روز یک حسرت، به لیست بلند حسرتهایمان اضافه میشود.
در حوزه ورزشهای هوایی، ما نه کمبود استعداد داریم، نه کمبود طبیعت. از زاگرس تا البرز، از آسمان مرند و دریاچه زریوار تا ساحل وآبهای نیلگون خلیج پارس، کشور ما میتواند بهشت پرواز باشد. اقلیم ما اجازه میدهد که در زمستان و تابستان، بهار و پاییز، در هر گوشهای از کشور میزبان مسابقات و جشنوارههای بینالمللی باشیم. اما چرا نیستیم؟ چرا آنچه میتوانست فرصت باشد، به تهماندهای از حسرت بدل میشود؟
از مسابقه فرود دقت مریوان تا جشنواره آکروباسی قشم، از گردهمایی کرمانشاه تا تجربه ناراحت کننده مهدیرجه، از مسابقه گنو تا ارلان کم نظیر، همه یک نقطهی مشترک دارند: آغاز با امید و پایان با حسرت. مدیریتی که نه درک صحیح از ظرفیتها دارد و نه ارادهای برای استمرار. تصمیمگیرانی که با هر قدم اشتباه، پلی را پشت سرمان خراب میکنند. هر رویدادی، به جای اینکه پایهای برای آینده باشد، آخرین میخ بر تابوت یک تجربهی تکرارناشدنی میشود.
در همین نزدیکی، قزاقستان را ببینید؛ کشوری نه با سابقهی طولانی در این رشتهها و نه با امکانات فوقالعاده، اما با یک مدیریت هدفمند توانسته در سالهای اخیر میزبان مسابقات مهم آسیایی وجهانی در رشتههای فروددقت و مسافت باشد. آنگاه ما، با این همه پتانسیل، با این همه خلبان مشتاق و مستعد، حتی توان برگزاری یک رویداد پایدار را نداریم.
وقتی فرشاد کشتکاری با هزینههای شخصی، با تلاش فردی، در مسابقات بینالمللی شرکت میکند و مقام میآورد، باید به او تبریک گفت. اما پشت این تبریک، داغی هست. این موفقیت بهجای افتخار ملی، تلنگری میشود به ما که چه سرمایههایی را میسوزانیم. خلبانان ما برای شرکت در مسابقات، هزینههایی سرسامآور را متحمل میشوند، در حالیکه کشور ما میتوانست میزبان باشد، نه فقط مهمان.
مشکل کجاست؟ در بدنهی تصمیمگیری، در اختلافات شخصی، در سوءمدیریت، در نبود شایستهسالاری. مسئله این نیست که نمیتوانیم، مسئله این است که نمیخواهند بگذارند بتوانیم.
ما زادگان حسرتیم. حسرت امکاناتی که داریم و استفاده نمیکنیم. حسرت موقعیتهایی که دیگران با آنها آینده میسازند و ما از کنارش عبور میکنیم. حسرت پروازی که میتوانست جهانی باشد اما در آسمان بیتصمیمی ما معلق مانده است.
و این تلخترین واقعیت است؛ نه کمبود داریم، نه ناتوانیم. تنها چیزی که نداریم، فهم درست و عزم راسخ برای ساختن است. و تا این فهم در مدیریت نرسد، ما همچنان زادگان حسرت خواهیم ماند.
علی اکبر کاووسی
خرداد 1404