
اولین تجربه مسابقه بینالمللی من در اسپانیا، با حضور خانوادهام – همسر و دخترم – رقم خورد. همین موضوع برایم اهمیت زیادی داشت، چون باید علاوه بر رقابت، مراقب شرایط خانواده در یک کشور غریب هم میبودم.
سه هفته پیش از شروع مسابقه، دچار یک سانحه شدم؛ ترقوهام شکست، دو دنده آسیب دید و چهار انگشتم هم ضربدیده بود. هنوز هم بهبودی کامل پیدا نکردهام و هنگام مسابقه محدودیت حرکتی زیادی داشتم. حتی نمیدانستم میتوانم پرواز کنم یا نه.
در تمرینها مشخص شد که دست چپم بالا نمیآید و نمیتوانم بهخوبی دسته را بگیرم. همین باعث شد از سمت راست نتوانم درست بچرخم. برای همین مجبور شدم تغییراتی روی بال اعمال کنم تا بتوانم شرایط را مدیریت کنم.
پوشیدن هارنس برایم بزرگترین چالش بود؛ دوستان پروازی کمک میکردند تا بتوانم آن را بپوشم. حتی مجبور شدم صندلی هارنس را بارها تنظیم کنم تا کمترین فشار به بدنم بیاید.
روز اول، اولویت مدیکال گرفتم تا بدون صف وارد پرواز شوم و در تیکآف کمتر دچار مشکل شوم. با وجود تمام این سختیها، به مرور توانستم شرایط را بهتر مدیریت کنم.
با وجود آسیبدیدگی، همان استراتژی همیشگیام را دنبال کردم. بال کلاس C که استفاده میکردم، حس لذت بیشتری از پرواز به من میداد و اعتمادم را بالا برد.
در تسک اول، هنوز مطمئن نبودم که بتوانم خوب پرواز کنم. اما رفتهرفته به پرواز مسلطتر شدم و فهمیدم سطح رقابت من بالاست. در روزهای آخر حتی میتوانستم دسته رایزر را راحتتر بگیرم.
این مسابقه برایم تجربهای کاملاً متفاوت بود؛ چراکه با شکستگیها و محدودیتهای زیادی شرکت کرده بودم. اما با تمام سختیها توانستم مقام دوم را کسب کنم.
لحظهای که روی پدیوم ایستادم، همه دردها فراموش شد. احساس کردم تلاشم برای خانواده، تیم و کشورم بیثمر نبوده است.
جمعبندی
این اولین شکستگی جدی زندگی من بود و باعث شد معنای واقعی صبوری و اراده را درک کنم. در عین حال، مسابقه نشان داد که حتی بالهای کلاس C هم میتوانند پرفورمنس فوقالعادهای ارائه دهند، اگر خلبان توانایی مدیریت شرایط را داشته باشد.
این تجربه برای من، هم سخت و هم لذتبخش بود؛ ترکیبی از درد، هیجان و افتخار.
سهیل باریکانی / شهریور۱۴۰۴
پرشین ایر اسپورت