
ورزش پاراگلایدر، ورزشی سرشار از هیجان و آزادی در پهنه آسمان، همزمان ورزشی پیچیده و نیازمند دانش و تجربهای ژرف است. در این مسیر، هر گام آموزشی، به ویژه دورههای امنیت پرواز، سرنوشتساز و حیاتی است؛ دورههایی که خلبانان را برای مواجهه با شرایط ناگهانی و مخاطرهآمیز آماده میسازند و مهارتهای کلیدی حفظ جان را میآموزند.
اما متأسفانه، آنچه امروز در جامعه ما شاهدش هستیم، واگذاری برگزاری این دورههای حساس به افرادی است که خود حتی دوره تخصصی مربیگری امنیت پرواز را ندیدهاند و از دانش و مهارت کافی برخوردار نیستند. این موضوع نه تنها به زیان فراگیران است، بلکه بنیانهای این ورزش زیبا را متزلزل میکند. شاگردانی که تصور میکنند با گذراندن چنین دورههایی آمادهاند، در مواقع بحرانی توان لازم را ندارند و این نادانی میتواند به حوادث ناگوار و جبرانناپذیر منجر شود.
دوره امنیت پرواز، فراتر از آموزشهای تکنیکی معمول است. این دوره نیازمند نگرشی علمی، فلسفی و روانشناسانه است؛ نگرشی که مربی موظف است بدان پایبند باشد و به شاگردان منتقل کند. مربی امنیت پرواز باید توانا باشد در تحلیل دقیق شرایط، پیشبینی حرکت پاراگلایدر، واکنش سریع و مدیریت فشار روانی خود و شاگرد. این هنر و دانش، نه با گذراندن چند پرواز، بلکه با تحصیل در دورههای تخصصی و کسب تجربه فراوان حاصل میشود.
مربیگری امنیت پرواز، ترکیبی است از دانش عمیق، مهارت فنی و شناخت روانی شاگرد که در شرایط پرتنش باید به کار گرفته شود. مربی باید همچون روانشناسی متبحر، حالات روحی شاگرد را درک کند و پیش از بروز حادثه، با بینش و پیشبینی خود، راه درست را نشان دهد.
اما در این میان، واقعیتی تلخ وجود دارد: چشم امیدی به سیستمهای نظارتی و آموزشی کشور نمیتوان داشت. این سیستمها نه تنها تحول و پیشرفتی در مسیر ارتقای کیفیت آموزشها ندارند، بلکه به گمان من، خود نیز از عمق فاجعه بیخبرند و نمیدانند در حال چه بازی خطرناکی هستند. سازوکاری که اکنون در پیش گرفته شده، سازوکاری بسیار پرخطر است و ادامه آن، جز تهدید جان انسانها ثمری ندارد.
در چنین شرایطی، تنها راهکار نجاتبخش، شفافسازی و اطلاعرسانی دقیق و بدون محافظهکاری در میان جامعه مربیان است؛ همان «آبهای وحشی» که میتواند موجب تحرک و حرکت به سمت اصلاحات اساسی شود. دعوت میکنم مربیان عزیز اگر تخصص لازم را ندارند، در برگزاری دورههای امنیت پرواز تجدیدنظر کنند و اجازه دهند این وظیفه حساس به مربیانی متخصص و دارای صلاحیت واگذار شود. شاگردان ما باید بتوانند به مربیانشان اعتماد کنند و اگر مربی آنان این آگاهی و مسئولیتپذیری را دارد، باید قدردان او باشند.
اینجانب این دغدغه را نه از باب رقابت شخصی مطرح میکنم بلکه از سر مسئولیت و عشق به این ورزش و حفاظت از جان انسانها و بعنوان تحلیل اجتماعی این موضوع ، این مسئله را مطرح مینمایم. حتی اگر برخی مرا به اشتباه قضاوت کنند، اهمیت این موضوع بسیار فراتر از هر قضاوتی است.
راهکار اصلی و حیاتی آن است که برگزاری دورههای امنیت پرواز تنها به مربیانی واگذار شود که خود دوره تخصصی مربیگری امنیت پرواز را گذراندهاند و دانش، تجربه و مهارت لازم را دارا هستند. جامعه مربیان باید به شکل یک ساختار علمی و آکادمیک عمل کند؛ جایی که هر مربی در حوزه تخصصی خود مشغول به کار باشد و با همکاری هم، کیفیت آموزش و امنیت پرواز به بهترین سطح ممکن برسد.
در پایان، به تمامی علاقهمندان و خلبانان توصیه میکنم در انتخاب مربی و دوره آموزشی نهایت دقت و وسواس را به خرج دهند و به هیچ وجه به آموزشهایی که توسط مربیان فاقد صلاحیت لازم ارائه میشود، اعتماد نکنند. سلامت و ایمنی شما خط قرمزی است که نباید هیچگاه از آن گذشت.
پاراگلایدر ورزشی است در تقاطع دانش هواشناسی، فناوری، مهارتهای فنی و روانشناسی. دوره امنیت پرواز بیش از آموزش تکنیکها، تعلیم «هنر تصمیمگیری» در شرایط بحرانی است. مربیان این حوزه باید به درک عمیقی از پویاییهای پرواز و روان انسان برسند تا بتوانند شاگردان را برای مواجهه با چالشهای واقعی آماده کنند.
امروزه که دانش و فناوری به سرعت در حال پیشرفت است، آموزش و مربیگری نیز باید همگام با این تحولات ارتقا یابد. اگر این هماهنگی و اصلاحات صورت نگیرد، پاراگلایدر به جای عرصهای از مهارت و زیبایی، به محیطی ناامن و خطرناک تبدیل خواهد شد که جان انسانها در آن به خطر میافتد.
✍️ شاهین فلاح
منبع؛ سروشپرواز