
تاریخ همواره نشان داده است که جدلها، کشمکشها و درگیریهای فکری و سازمانی، زمانی به نقطه پایانی خود میرسند که به حد نهایت یا بعبارتی به نقطه جوش خود، رسیده باشند. در دنیای سیاست و حوزه های دیگر مانندجامعه شناسی ، اندیشه های فلسفی و حتی روابط فردی ،این قانون نانوشته بارها تکرار شده است. امروز، جامعه ورزشهای هوایی ایران نیز درگیر یک دوگانگی اساسی است که دیر یا زود باید به تصمیمی روشن ختم شود:
“آیا ورزشهای هوایی یا هوانوردی عمومی ،باید تحت نظارت انجمن ورزشهای هوایی باقی بماند؟
تبدیل به یک فدراسیون مستقل شود؟
یا بطور جدی و تمام و کمال تحت نظارت سازمان هواپیمایی کشوری و گروه فوقسبک قرار گیرد؟
پیشینه جدل: از تعامل تا تقابل
ورزشهای هوایی در ایران طی سالهای گذشته تحت نظارت انجمن ورزشهای هوایی کشور فعالیت داشته است، درحالیکه سازمان هواپیمایی کشوری و گروه فوقسبک نیز بهعنوان نهادهای حاکمیتی در بحث مقررات و ایمنی نقش کلیدی دارند. این دو نهاد هر یک از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه میکنند:
انجمن ورزشهای هوایی: بر بعد ورزشی، توسعه رشتهها، جذب ورزشکاران و برگزاری مسابقات ملی و بینالمللی تمرکز دارد.
سازمان هواپیمایی کشوری و گروه فوقسبک: اولویت را بر استانداردهای ایمنی، صدور مجوزهای پروازی و نظارت بر زیرساختهای هوایی قرار داده است.
اما تفاوت در ماهیت این دو مجموعه باعث شده است که انجمن ورزشهای هوایی، علیرغم زحمات فراوان فعالانش، نتواند عملکردی سازمانیافته و تأثیرگذار داشته باشد.
چالشهای ساختاری انجمن ورزشهای هوایی
یکی از نقاط ضعف اساسی انجمن ورزشهای هوایی کشور، ساختار حقوقی آن است. به دلیل نبود بخشهای کلیدی مانند بازرسی، دبیرخانه، منابع مالی، نظارت و حراست، این مجموعه نتوانسته است به شکلی مؤثر در مدیریت و توسعه ورزشهای هوایی عمل کند.
علاوه بر این، ورزشهای هوایی از جمله رشتههای پرهزینه محسوب میشوند. از تجهیزات تخصصی گرانقیمت گرفته تا هزینههای برگزاری مسابقات و برنامههای آموزشی، همه نیازمند بودجهای پایدار و برنامهریزیشده هستند. اما انجمن ورزشهای هوایی کشور از ابتدا فاقد بودجه مشخص بوده و تاکنون نیز منابع مالی رسمی برای آن در نظر گرفته نشده است.
در حقیقت، افراد فعال در انجمن ، بیشتر از روی عشق و علاقه و با روحیهای داوطلبانه در این حوزه فعالیت میکنند، نه به دلیل یک سازوکار مالی و مدیریتی منظم. این موضوع، در کنار نبود ساختار نظارتی و حمایتی قوی، موجب شده که انجمن نتواند آنطور که باید، به نیازهای جامعه ورزشهای هوایی پاسخ دهد.
در مقابل، سازمان هواپیمایی کشوری و گروه فوقسبک که از سوی دولت به عنوان نهاد حاکمیتی تعیین شده است، دارای بودجه، ساختار نظارتی، سیستم مالی و منابع مشخص برای ساماندهی و نظارت بر این حوزه است. این مزیت به سازمان این امکان را میدهد که قوانین و مقررات پروازی را اجرا کرده و امنیت و استانداردهای لازم را در این ورزش اعمال کند.
البته ناگفته نماند انتقادی که به سازمان وارد میشود
این است که سازمان هواپیمایی کشوری یا گروه فوق سبک در شهرهای دورافتاده نمایندگی یا سازوکاری مشابه اداره ورزش و جوانان ندارد، همچنین برای دریافت مجوز جهت تاسیس شرکت های و آموزشگاه هوانوردی مسیر سخت و طولانی را باید پیمود. در حالی که این اداره حتی در دورترین نقاط نیز شعبههایی برای نظارت و پیگیری امور دارد و تأسیس باشگاه هم کار سخت و دشواری نیست
نقطه جوش؛
زمان تصمیمگیری فرا رسیده است
هر جدلی تا جایی ادامه دارد که یا یکی از طرفین کوتاه بیاید، یا راهی برای توافق پیدا شود، یا اینکه تصمیمی قطعی گرفته شود. در این میان، پرسشی اساسی وجود دارد:
“آیا ورزشهای هوایی یا هوانوردی عمومی باید همچنان تحت نظارت انجمن باقی بماند، به فدراسیونی مستقل تبدیل شود، یا بهطور کامل تحت نظارت سازمان هواپیمایی کشوری و گروه فوقسبک قرار گیرد؟”
هر یک از این گزینهها دارای مزایا و چالشهای خاص خود هستند
انتخابی برای آینده
به نظر میرسد که ورزشهای هوایی ایران به نقطهای حساس رسیده است؛ یا باید با تعیین یک چارچوب جدید، مسیر تبدیل انجمن به یک فدراسیون را هموار کرد، یا باید
جایگاه آن را بصورت جدی تر در ساختار سازمان هواپیمایی کشوری و گروه فوق سبک به رسمیت شناخت، یا آنکه انجمن را با تقویت ساختاری و تأمین منابع مالی حفظ کرد.
آنچه مهم است، تصمیمگیری شفاف و نهایی است. بلاتکلیفی به نفع هیچکس نیست، نه ورزشکاران، نه مربیان، نه مدیران.
اگر تاریخ را ملاک قرار دهیم، تجربه نشان داده است که پس از هر جدالی که به نهایت خود میرسد، یک نظم جدید شکل خواهد گرفت. حال باید دید این نظم جدید، فدراسیون مستقل ورزشهای هوایی خواهد بود، بخشی از سازمان هواپیمایی کشوری و گروه فوقسبک، یا انجمنی اصلاحشده و قدرتمندتر.
آینده در گرو انتخاب امروز است
علی اکبر کاوسی
فروردین۱۴۰۴