
دو روز پیش، بار دیگر آسمان ایران شاهد سقوطی مرگبار بود. یکی از همپروازهای عزیز ما با بال پاراگلایدر، در حوالی قزوین جان باخت. این، اولین حادثه نبود و قطعاً آخرین نیز نخواهد بود، مگر آنکه نهادهای مسئول از لاک سکوت و بیتفاوتی خود بیرون آمده و پاسخگوی جانهایی باشند که به سادگی از دست میروند.
در این مقاله، به چند سؤال و نگرانی جدی و بنیادی پرداخته میشود؛ پرسشهایی که باید از طرف فدراسیون انجمن های ورزشی جمهوری اسلامی ایران، انجمن ورزشهای هوایی و سازمان هواپیمایی کشوری پاسخی شفاف، عملی و مسئولانه دریافت کنند.
هر بار که حادثهای رخ میدهد، همه سکوت میکنند. نه گزارش رسمی منتشر میشود، نه دلایل حادثه مشخص، و نه نامی از مسئولان آموزش، نظارت یا تایید گواهینامه به میان میآید. در حالیکه در هر کشور دارای سیستم هوانوردی معتبر، سازمان هواپیمایی کشوری بهعنوان نهاد ناظر اصلی، وظیفهی تحقیق، ثبت، بررسی و گزارش رسمی سوانح هوایی را دارد. در مورد ورزشهای هوایی، این وظیفه با هماهنگی فدراسیون ورزشهای هوایی باید انجام شود.
عدم تشکیل کمیته بررسی سوانح ورزشی-هوایی و نبود یک ساختار شفاف برای مستندسازی حوادث، نه تنها نگرانکننده، بلکه فاجعهبار است.
در تمام دنیا، پس از هر سانحه هوایی، گزارشی با عنوان “Accident Report” یا “Incident Analysis” تهیه شده و منتشر میشود. این اسناد بهصورت عمومی در دسترس قرار میگیرند تا:
اما در ایران، همه چیز در سکوت دفن میشود. فدراسیون ورزشهای هوایی و انجمن ورزشهای هوایی هیچگاه گزارشی دقیق، تحلیلی و پیشگیرانه از سوانح منتشر نمیکنند. این کمکاری نهتنها غیراخلاقی است، بلکه یک خیانت به جان انسانهاست.
پاسخ کوتاه و تلخ: خیر.
بسیاری از گواهینامهها بر اساس ساعتپرواز اسمی یا دورههای آموزشی نامعتبر صادر میشوند. نظارت بر کیفیت آموزش، ارزیابی نهایی مهارت و صدور گواهینامه به شکلی صوری و ضعیف انجام میشود.
هیچ سازوکار مشخصی برای ارزیابی عملی و سطح واقعی توانایی خلبانان وجود ندارد. این یک خطر جدی است. وقتی یک فرد با مهارت ضعیف گواهینامه رسمی دارد، وارد فضای پروازی میشود و دیگران نیز به او اعتماد میکنند. در حالیکه خود فرد شاید هنوز از عهدهی کنترل شرایط اضطراری یا پرواز در ترافیک هوایی برنیاید.
درخواست ما: ایجاد سامانه نظارت مستقل بر صلاحیت پروازی و ممیزی دورههای آموزشی.
یکی از خطرناکترین پدیدهها، فروش آزاد تجهیزات حرفهای به خلبانان مبتدی یا بیتجربه است. تجهیزات کلاس بالا مثل بالهای EN-C یا EN-D، یا وینگهایی با طراحی مسابقاتی، نیاز به تجربه و مهارت بالا دارند. اما متأسفانه بسیاری از دیلرها، صرفاً برای کسب سود، این تجهیزات را بدون هیچ محدودیتی و بدون در نظر گرفتن سطح مهارت خریدار، به فروش میرسانند.
این یعنی تجهیزات خطرناک در دستان افراد نابلد. نتیجه؟ سقوط، جراحت، و مرگ.
ما خواهان برخورد قانونی با این دیلرهای سودجو هستیم. فروش تجهیزات باید منوط به ارائه گواهی مهارت متناسب با کلاس تجهیز باشد.
همه این نهادها به نوعی مسئولاند، و هماکنون در حال فرار از مسئولیت هستند:
• فدراسیون انجمن های ورزشی مسئول صدور مجوز فعالیت باشگاهها، مربیان، و گواهینامههای پروازی است.
• انجمن ورزشهای هوایی وظیفه پیگیری صنفی و فنی آموزشها، سوانح و استانداردسازی را دارد.
• سازمان هواپیمایی کشوری مسئول نظارت کلان بر ایمنی هوانوردی است و باید گزارش رسمی هر سانحهای را صادر کند.
اما متأسفانه هیچیک از این نهادها پاسخگو نیستند.
ما، جمعی از خلبانان، ورزشکاران و خانوادههای داغدار، خواستار موارد زیر هستیم:
1. تشکیل فوری کمیته ملی بررسی سوانح ورزشهای هوایی با حضور نمایندگان مستقل، کارشناسان فنی و نماینده خانوادههای قربانیان.
2. انتشار عمومی گزارش کامل تمامی سوانح هوایی طی ۵ سال اخیر.
3. سامانه ملی تایید صلاحیت مربیان، باشگاهها و گواهینامهها.
4. ممنوعیت فروش تجهیزات حرفهای بدون ارائه گواهی مهارت مرتبط.
5. پاسخگویی رسمی و علنی فدراسیون انجمن های ورزشی، انجمن ورزشهای هوایی و سازمان هواپیمایی کشوری نسبت به هر سانحه مرگبار.
تا کی باید مرگ خلبانان جوان، بااستعداد و پرشور را در سکوت تحمل کنیم؟ تا کی باید خانوادهها به جای شادی پرواز، با پیکر بیجان عزیزانشان روبهرو شوند؟ تا کی جان انسانها باید بازیچهی بیمسئولیتی، ضعف نظارت و سودجویی فروشندگان تجهیزات باشد؟
فدراسیون انجمن های ورزشی، انجمن ورزشهای هوایی و سازمان هواپیمایی کشوری، شما مسئول مستقیم این فجایع هستید. پاسخ دهید
امیر سلیمانی